تبليغاتX
مهد کودک وآمادگی رنگین کمان ورامین








هفت سین نوروزی

 



نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


ثبت نام روبوت ها در مهد کودک

روبوت ها در مهد کودک ثبت نام کردند 

 

روبوت ها در مهد کودک ثبت نام کردند
ژاپنی ها دو تن از آخرین روبوت های پیشرفته خود را در مهد کودک ثبت نام کردند.
ژاپنی ها برای آنکه میزان پیشرفت علم را به مردم نشان دهند و اهمیت استفاده از علوم نوین روز را به آنها نمایان کنند دو تن از آخرین روبوت های پیشرفته خود را در مهد کودک ثبت نام کردند.این دو روبوت که قد و هیکلی به اندازه بچه ها دارند به درس خواندن همراه بچه ها سر کلاس های درس حاضر می شوند و به این وسیله روش برخورد آدم ها را یاد می گیرند.

روبوت های یاد شده روبی نام گرفته اند و می توانند روی دو پا راه بروند و به این وسیله نشان دهند که با آدم های معمولی تفاوت چندانی ندارند.
شرکت سونی که به وسیله متخصصان کارآمد خود این روبوت های جدید را ساخته در نظر دارد از ماه مارس سال جاری این بچه های کوچک را به طور مرتب به کلاس درس در کالیفرنیا بفرستد تا آداب برخورد با آدم ها را یاد بگیرند.
در طول زمانی که این روبوت به کلاس درس می رود یک محقق نیز نحوه برخورد او را با 10 کودکی که در اطرافش قرار گرفته اند بررسی می کند.



نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


عید نوروز مبارک باد



نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


قصه : جوجه اردک

جوجه اردک  
قصه :

یکی از بعداز ظهرهای آخر تابستان بود . نزدیک یک کلبه قدیمی در دهکده خانم اردکه لانه اش را کنار دریاچه ساخته بود. اون پیش خودش فکر می کرد: مدت زیادی هست که روی این تخم ها خوابیده ام . او تنها نشسته بود و بقیه اردکها مشغول شنا بودند کم کم تخم ها شروع به حرکت کردند و با نوکهای قشنگ کوچکشان پوسته ی تخم شان را شکستند . آنها یکی یکی بیرون آمدند اما هنوز خیس بودند و نمی توانستند که بخوبی روی پاهایشان بایستند

بزودی جوجه ها روی پا هایشان ایستادند و شروع به تکان دادن خودشان کردند.تا اینکه پرها یشان خشک شد خانم اردکه نگاهش به تخم بزرگی افتاد و پیش خودش گفت : اوه نه هنوز یکی از تخم ها اینجاست اردک پیری کنار خانم اردک آمد . به تخم نگاه کرد و گفت: شاید این تخم یک بوقلمون باشد این اتفاق یکبار برای من هم رخ داده است اون جوجه حتی نمی توانست به آب نزدیک شود. چرا ناراحتی ؟ من پیشنهاد می کنم که او را ول کنی . سپس اردک پیر آهسته شنا کرد و رفت.

خانم اردکه فکر کرد کمی بیشتر روی این تخم بنشیند . بعد از مدتی صداهای ضعیفی از داخل تخم شنید و بزودی جوجه کوچولو از تخم بیرون آمد. مادر مدتی به جوجه نگاه کرد او با پرهای خاکستریش ظاهر عجیبی داشت و مادر را نگران کرد. اما وقتی که به پاهایش نگاه کرد خیالش جمع شد که این جوجه ی بوقلمون نیست. اما جوجه ی بزرگ و زشتی بود روز بعد مادر جوجه هایش را به کنار دریاچه برد . جوجه ها یکی یکی داخل آب پریدند . بزودی همه آنها حتی جوجه اردک زشت روی آب شناور بودند.

 سپس مادر جوجه هایش را به حیاط طویله برد .سرش در برابر اردک پیر به نشانه ی احترام خم کرد و گفت : نوار بین پاهای این جوجه نشان می دهد که یک جوجه بوقلمون نیست بوقلمونی که در نزدیکی آنها راه می رفت سرش را بالا آورد و گفت : تا حالا چنین جوجه اردک زشت و بزرگی ندیده ام این تازه شروع مشکلات جوجه اردک بود . حیوانات با او رفتار دوستانه ای نداشتند چون اوخیلی زشت بود . جوجه اردکهای دیگر با او بازی نمی کردند و او را اذیت می کردند . مرغها به او نوک می زدند و همه حیوانات به او می خندیدند. جوجه اردک بیچاره خیلی غمگین و تنها بود . و با گذشت زمان بیشتر ناراحت می شد . هرچند که مادرش سعی می کرد به او دلداری بدهد احساس می کرد کسی او را دوست ندارد و فکر می کرد چرا با بقیه برادرهایش فرق دارد .

 یک شب که دیگر جوجه اردک زشت نتوانست این همه ناراحتی را تحمل کند از حیاط طویله خارج شد و تا جایی که می توانست دوید . بزودی به جنگل رسید . هر چه جلوتر می رفت پیدا کردن راه سخت تر می شد . اما او به دویدن ادامه داد تا اینکه به نزدیکی مردابی رسید که اردکهای وحشی در آنجا زندگی می کردند . جوجه اردک پشت درختی پنهان شد . احساس می کرد که خیلی تنها و خسته است صبح هنگامیکه تعدادی از اردکها پرواز میکردند متوجه جوجه تازه وارد شدند ایستادند به او سلام کردند . از او پرسیدند: تو کی هستی ؟ جوجه اردک زشت گفت : من اردک مزرعه هستم آیا تا حالا جوجه اردکی مثل من دیده اید که پرهای خاکستری داشته باشد. او مدت طولانی به اردکهای وحشی که با اردک های مزرعه خیلی فرق داشتند نگاه کرد آنها گفتند : یک اردک ؟ ولی ما تا حالا جوجه اردکی مثل تو ندیده ایم . اما مهم نیست . تو می توانی اینجا بمانی چون این مرداب به اندازه کافی برای همه ما جا دارد .

جوجه اردک زشت خوشحال بود که می توانست در کنار مرداب استراحت کند و از حیوانات بیرحم مزرعه دور باشد هوا سرد بود جوجه اردک زشت به برگ های درختها نگاه کرد که طلایی و قرمز بودند . همانطور که او میان نیزار برای پیدا کردن غذا می گشت دو غاز وحشی جوان از آسمان کنار او به زمین نشستند
 سلام دوست داری از ما باشی. ما داریم به مرداب دیگری پرواز می کنیم که کمی از اینجا دورتر است جائیکه غازهای جوان زیادی مثل ما آنجا زندگی می کنند . جوجه اردک زشت از این اتفاق خوشحال بود اما قبل از اینکه کاری کند صدای شلیک گلوله ای را شنید و غاز به درون مرداب افتاد . یک سگ گنده داخل آب پرید تا آنها را بگیرد . اسلحه ها شروع به شکلیک در اطراف مرداب کردند سگ دیگری از میان نیزارها بطرف جوجه اردک آمد سگ لحظه ای به او نگاه کرد و سپس از آنجا دور شد . جوجه اردک در حالیکه از ترس نفس نفس می زد گفت : خدایا متشکرم . من اینقدر زشتم که حتی سگ هم مرا نمی خواهد . او تمام روز در میان نیزار ماند .بالاخره زمانیکه خورشید غروب کرد سگها رفتند و شلیک ها قطع شد . او آشفته خودش را از کناره دریاچه به میان جنگل رساند همانطور که او در تاریکی راه می رفت باد شدیدی می وزید .ناگهان خودش را جلوی یک کلبه خیلی قدیمی دید . نور ضعیفی از لای سوراخ در دیده می شد . جوجه اردک فکر کرد که باید داخل بروم و از دست باد خلاص شوم .بنابر این بزور از سوراخی وارد خانه شد و در گوشه ای شب را گذراند

 زن پیری با گربه و مرغش در این کلبه زندگی می کرد . صبح روز بعد که پیرزن جوجه اردک را دید از خودش پرسید : این دیگه چیه ؟ از کجا آمده ؟ اردک آنجا ماند . اما جوجه بیچاره در گوشه ای غمگین نشسته بود لذت شنا کردن روی آب را بیاد آورد . به مرغ گفت من می خواهم به دنیای وحشی بروم مرغ به او گفت : تو دیوانه هستی . اما من نمی توانم تو را اینجا نگه دارم . جوجه اردک گشت و حوضچه بزرگی را پیدا کرد . و در زیر نور خورشید شناور شد . روز بعد یکباره یک گروه از پرندگان سفید بزرگی رابا گردنها دراز و جذاب در حال پرواز دید .

 او تا آن روز چنین پرندگان زیبایی را ندیده بود . او پیش خودش فکر کرد ، کاش می توانستم با آنها دوست شوم . این پرندگان به سمت جنوب مهاجرت می کردن باد سرد زمستان شروع به وزیدن کرد . جوجه اردک مجبور بود برای محافظت از یخ زدگی به سختی با پاهایش پارو بزند . یک روز صبح پاهایش یخ زد کشاورزی که از آنجا عبور می کرد او را نجات داد . او پرنده بیچاره را به خانه گرمش برد .اما بعد بچه های کشاورز جوجه اردک را ترساندن و او بال و پر زد و به آشپزخانه پرید و چیزهای مختلفی برخورد کرد و وقتی که در برای لحظه ای باز شد او بیرون پرید

خلاصه جوجه اردک از زمستان جان سالم بدر برد یک روز صبح که لای نیزار خوابیده بود گرمای خورشید را احساس کرد . کش و قوسی به بالهایش داد و به آسمان پرواز کرد . او بطرف یک باغ که یک حوض بزرگ در وسطش داشت پرواز کرد . او سه پرنده سفید زیبا راروی آب دید که خیلی با جذبه و نرم شنا می کردند . آنها قو بودند ولی او این را نمی دانست او خیلی نرم بدون آنکه بال بزند بالای سر قوها پرواز کرد و سرش را برای احترام خم کرد . در انعکاس آب قوی زیبای دیگری دید . دو بچه کوچک به سمت باغ می دویدند فریاد زدند ، نگاه کن یکی دیگه . این یکی از بقیه زیباتر است آن جوجه اردک زشت حالا یک قو بود . قلب او پر از عشق به قوها دیگر بود و فهمید که چه حقیقتی رخ داده است . و قبلا که یک جوجه زشت بود فکرنمی کرد روزی چنین اتفاقی بیافتد.



نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


مهد کودک های بهزیستی تا هفته آینده کد ملی دریافت می کنند

مهد کودک های بهزیستی تا هفته آینده کد ملی دریافت می کنند
مدیر دفتر کودک و نوجوان سازمان بهزیستی گفت: تا هفته آینده تمامی مهد کودکهای بهزیستی برای ورود به چرخه دریافت شیر رایگان دارای کد ملی می شوند.

 سید محمد حسین جوادی روز چهارشنبه در گفت ‌و گو با خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، افزود: بر اساس مصوبه شورای اقتصاد تمامی مهد کودک های بهزیستی از دریافت شیر رایگان محروم شده بودند که با تلاش وزیر رفاه و تامین اجتماعی و تاکید رییس جمهور جز چرخه دریافت شیر محسوب شدند.

وی ادامه داد: علت خارج شدن مهد کودک ها از نعمت شیر رایگان، نبود اطلاعات این مهدها بر اساس کد ملی بود که امیدواریم تا هفته آینده ارایه این اطلاعات نهایی شده و در اختیار وزارت رفاه و شورای اقتصاد گذاشته شود.

جوادی از زمان دقیق محقق شدن توزیع شیر رایگان در میان مهد کودک های بهزیستی اعلام بی خبری و تصریح کرد: آنچه که مهم است، وارد شدن همه مهد کودک های محروم به چرخه دریافت شیر رایگان است.

مدیر کل دفتر کودک و نوجوان سازمان بهزیستی با اشاره به تخلف بسیاری از مهد کودک های استان تهران ابراز داشت: رویکرد جدید سازمان بهزیستی، ارتقای وضعیت نظارت بر مهدهای کودک تحت پوشش است.

جوادی گفت: بر اساس تفاهم نامه ای که سازمان بهزیستی با سازمان تعزیرات حکومتی انعقاد کرده است، زمینه تعدیل شهریه مهدها فراهم شده که فقط به استان تهران محدود نمی شود.

وی خاطر نشان کرد: برای عدم تخلف مهدهای کودک و اطلاع داشتن خانواده ها از مقررات و خدمات این مهدها حدودی تعیین شده که باید نصب العین خانواده ها باشد.

جوادی نرخ شهریه مهد کودک های استان تهران را بین 23 تا 79 هزار تومان عنوان کرد و افزود: البته مهد کودک ها با توجه به برنامه های فوق العاده خود درصدی نیز اضافه دریافت می کنند.

وی از نظارت و پیگیری دقیق سازمان بهزیستی بر تمامی مهد کودک های سراسر کشور خبر داد و تصریح کرد: آماری از تخلفات کشوری در زمینه مهدکودک ها وجود ندارد.

منبع : ایسکانیوز



نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


مهد کودک و آمادگی رنگین کمان

 



نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


شعر زمستان

 

 

هوا چه سرده

 

رسیده از راه

 

فصل ِزمستون

 

دارم می لرزم

 

مثل گیاه ِ

 

خشک ِ بیابون

 

باید بپوشم

 

کلاه و پالتو

 

توی خیابون

 

از آسمونِ

 

ابری می باره

 

برف ِ فراوون

 

مامان برای ِ

 

کلاغ و گنجشک

 

ریخته رو برفا

 

خرده های نون

 

دی ماه و بهمن

 

با ماهِ اسفند

 

سه ماهِ سردِ

 

فصل ِ زمستون

 

تو فصل ِ سرما

 

باشید همیشه

 

خوشحال و خندون



نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


فواید خوابیدن نوزادان در کنار والدین

فواید خوابیدن نوزادان در کنار والدین  

خوابیدن نوزادان در کنار پدر و مادر هم جنبه مثبت دارد و هم جنبه منفی. جنبه مثبت آن این است که تحقیقاتی هستند که ثابت می کند خوابیدن بچه ها و پدرومادرشان در یک تخت (یا حداقل یک اتاق) در شب فوایدی دارد. جنبه منفی آن این است که، فرای تحقیقاتی که به رابطه بین همخوابی کودکان و والدینشان و جلوگیری از SIDS (مرگ ناگهانی کودک) می پردازد، تحقیقات چندانی از جهت کیفی و جنبه های دراز مدت این مسئله انجام نگرفته است. تا وقتیکه این نوع تحقیق انجام شود، باید به جنبه مثبت آن در فرهنگ کشور خودمان و کشورهای خارجی بپردازیم.


ادامه مطلب


نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


نقش بازي در آموزش و پرورش پيش دبستاني

بازی امری است طبیعی که در دوران کودکی ظاهر می شود . کودک از راه بازی تماس با چیزها را اغاز می کند وبه این ترتیب استعدادهایش پرورش وگسترش می یابد .همچنین به وسیله بازی روش کار کردن را یاد می گیرید

و رابطه خود را با همسالان و بزرگترها توسعه می دهد . 


ادامه مطلب


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


واحد كار كتاب و كتاب خواني

واحد کار شماره 6: کتاب و کتاب خوانی

 

اهداف : آشنایی با کتاب ،چگونگی تهیه کتاب ، انواع کتاب در شکلها و اندازه های مختلف

            نحوه نگهداری از کتاب ، چگونگی استفاده از کتابها


ادامه مطلب


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


زندگي

زیر گنبد کبود

 

جز من و خدا

 

 کسی نبود

 

روزگار رو به راه بود

 

هیچ چیز نه سفید و نه سیاه بود

 

 با وجود این 

 

مثل اینکه چیزی اشتباه بود

 

زیر گنبد کبود

 

بازی خدا نیمه کاره مانده بود

 

واژه ای نبود و هیچ کس

 

شعری از خدا نخوانده بود

 

تا که او مرا برای بازی خودش

 

انتخاب کرد

 

توی گوش من یواش گفت :

 

تو دعای کوچک منی

 

بعد هم مرا مستجاب کرد

 

پرده ها کنار رفت

 

خود به خود

 

با شروع بازی خدا

 

عشق افتتاح شد

 

سال ها ست

 

اسم بازی من و خدا

 

زندگی است

 

هیچ چیز

 

مثل بازی قشنگ ما عجیب نیست

 

بازیی که ساده است و سخت

 

مثل بازی بهار با درخت

 

با خدا طرف شدن

 

کار مشکلی است

 

زندگی

 

بازی خدا و یک عروسک گلی ست

 

 

                                                  عرفان نظر آهاری 



نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 0:13 قبل از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


پرورش حواس پنجگانه

به نام خدا

 

واحد کار : پرورش حواس کودکان

 

یکی از مهمترین هدفهای آموزش پیش از دبستان پرورش حواس پنجگانه ی کودکان یعنی : بینایی ،شنوایی ، چشایی و بساوایی (لامسه )است .

برای پرورش هر یک از این حواس وسیله ها و بازی های گوناگون در نظر گرفته اند ، اما هیچ یک از این وسیله ها به اندازه ی آنچه در طبیعت یافت می شود نمی تواند آموزنده و جالب توجه باشد .چنانچه ما با آوردن یک سیب به کلاس فرصت می یابیم تا به پرورش حس بینایی از راه شناخت رنگ و شکل و اندازه سیب و پرورش حس بویایی از راه شناخت بوی ویژه سیب ، پرورش حس چشایی از راه مزه سیب ، و دست آخر به پرورش حس بساوایی از راه لمس کردن پوست و احساس زبری و نرمی پوست سیب بپردازیم گذشته از اینها ، خوردن یک سیب خوشمزه برای همه بچه ها بسیار مطبوع و لذ تبخش است.

 


ادامه مطلب


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


دروغگويي در کودکان

 

 


ادامه مطلب


نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 3:23 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


نقاشی بچه ها را چگونه تفسیر كنیم

نقاشی هایی از جنس احساس

                                                                              


ادامه مطلب


نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


همیشه دوستت دارم

 

کلیدهایی برای تربیت موفق

                      


ادامه مطلب


نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


پول زور بده !!

كی و چطور به بچه‌ها پول بدهیم ؟

                                                                     


ادامه مطلب


نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


اگر ماشین ها پرواز کنند!!

 

پرورش خلاقیت در کودکان


ادامه مطلب


نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


بچه‌ها نخوانند!

روايتي طنز از تربيت والدين و مدرسه‌ها در 10 پرده


ادامه مطلب


نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 10:5 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


شادی خراب کن


ادامه مطلب


نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 10:1 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


جنگ ، سر بند کفش!!

 


ادامه مطلب


نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط مدیریت مهدخانم عابدی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


This Template designed by FARHAD.D.SH , Copyright © 2007 all rights reserved